خاطرات شکار

شكار و ماهيگيري

درود یاران و مخاطبان عزیز و چند ساله ی وبلاگ خودتان(chekab)

 

 

در بدو تاسیس وبلاگ هدف تنها نوشتن خاطرات شکار بود و بس.

در طول این مدت راهنمائیهای شما و استاد کوشان مهران و نیز رضا خان شکاری عزیز،مسیر وبلاگ را بسمت تحقیقات گونه ها و محیط زیست تغییر داد و این باعث کسب تجارب خوبی برای خود بنده بود.

در این مدت افراد به اصطلاح بافرهنگ نیز کم نبودند که با پیامهایی نظیر فحاشیهای موجود در پیامهای سایت دیده بان،سعی در اخلال در روند کارمان داشتند که خوب اوایل تحمل و این اواخر کار به پیگیری قانونی و...کشید که نتیجه ای جز ندامت برخی نداشت.مدتها بود تصمیم بر بستن وبلاگ گرفته بودم که خوب ناگزیر،از اصرار برخی دوستان خودداری نمودم و تصمیم بر بستن قسمت نظرات داشتم که بنابر دلایلی دست دست می کردم تا امروز صبح که سری به سایت وزین دیده بان زدم و با پیامی بنام شخص به اصطلاح محترم سعید مواجه شدم که دوستان با فرهنگ تر خود را دعوت به گذاشتن پیامهایی بمانند سایت مشکل دار خودشان میکرد.از انجا که شکارچی و طبیعت دوست باید همواره هوشیار باشد،فورا و قبل از عمل فرهنگی ایشان،قسمت نظرات را مسدود نمودم و از این بابت از شما دوستان و یاران چند ساله عذر می خوام.

زین پس نیز طبق روال گذشته وبلاگ بروز خواهد شد،با این تفاوت که قسمت نظرات را برای جلوگیری از تشنج مسدود می کنم.برای داغ شدن درد دل گیاهخواران و برخی(متذکر میشوم برخی نظیر ......)نیز،خواهیم دید و ازینجا به شما قول می دهم،پروانه ی شکار طبق سالهای قبل شاید با کمی تاخیر صادر خواهد شد.

اینها نیز نمونه هایی از فرهنگ انسانهایی که ادعای فرهنگ زیست محیطی دارند و لوای حمایت از محیط زیست را در دست دارند(در سایت دیده بان):

1:مفت خور بی غیرت باید اعدام بشن.

2:یکی نیست به اینکه منفی میده بگه (کلمات گهرباری که ادمین دیده بان زحمت سانسورش را کشیدند) میای تو سایت

3:امیدوارم به درک واصل شی عوضی

4:باید محیطبانها به تیربار گرینف مجهز بشن تا کشتارچی ها رو آشپالا کنن

5:  جرات هم چین غلط کاری هایی دارن به عین و یقین مفسد فی الارض هستن و باید به سیخ کشیده بشن هم چین بی غیرت هایی
تف به اون ذات پلید و کثیفتون و .....................................

و هزاران پیام بی ربط و با ربط دیگر که در حوصله ی وبلاگ و دوستان خواننده ی ان نیست.اینست فرهنگ طبیعت دوستی برخی از این جمع که مدعی انسانیت و مخالف شکار و شکارچی هستند.اینان هنوز فرق شکارچی کجاز و عیر مجاز را نمی دانند.

سایت دیده بان و عده ای باخرد(نه همه ی ایشان) در این سایت برایم اهمیتی ندارند اما شخصی مطمئنا با نام جعلی سعید در این سایت(این شخص در حال هوچی گری بر ضد بنده و وبلاگ  هست،ظاهرا انسانی که جرات نوشتن نام و نام خانوادگی واقعی خود را نیز ندارد و داعیه ی طرفداری از محیط زیست را داراست) سعی در اخلال و ترویج فرهنگ منحط خود را داشت که تصمیم به برخی تغییرات در روند ادامه ی مسیر وبلاگ گرفته شد.در پیامی این شخص را دعوت به طبیعت و شناسایی گونه ها و معضلات ان نمودم اما،حتی به روی خودش هم نیاورد و مدتی به ان سایت نیز نیامد.این نشان دهنده ی چیست؟جز اینکه حرف بی ارزش زدن کاری ندارد و اینان طبل توخالی هستند و ....

 

شکارکش و شکارچی قاچاق،منحوس،بد،زشت و تمامی ان شعارها و حرفهای زیبایی که از جانب شما بر می اید،سایت سراپا(دیده بان حیات وحش)ادبیات زیبا،فرهنگی،مردمی شما چیست؟جز حرفهای رکیک و زشتی از جانب:گنجشک،داریوش،نیما،سعید و...... حرف حسابی نیز در ان یافت می گردد.بجز بیانات جناب کوشان مهران و تنی چند از دیگر اساتید؟!ان مخبری که چندی پیش،توسط شکارچیان حال غیر مجاز مورد ضرب و شتم قرار گرفت،ایا با ادبیات درستی با ایشان صحبت کرده بود؟ایا اگر به کسی سلام کنید و ایشان را با صحبتهای مودبانه مورد نصایح خود قرار دهید،مورد اینچنین ضرب و شتمی قرار می گیرید؟درون سایت خودتان و پشت ان سیستم رایانه خوب،می توانید اما،در طبیعت مطمئنا نه جراتش را دارید و اگر هم اینچنین حماقتی کنید،سزایی بهتر از ان شخص مضروب،حاصلتان نمی گردد.(هر چند نه فحاشی شایسته ی انسان درست است و نه درگیری فیزیکی)کمی هم از درسهایی که از در طبیعت بودنتان گرفتید،بنویسید،معضلات و تخریبهای گسترده ی ان،کارهای مفیدی که برایش انجام دادید و..... .طبیعت نیازی به چنین دایه های نامودب و ناکارامدی ندارد.ضعف شخصیتی خود را با این کارها جبران نکنید.بعضی از هم مسلکانتان نیز دیگر قبولتان ندارند.اه و ناله و فحش و ناسزا نیز تا جایی خریدار دارد و بیش از ان خود سبک کردن است و بس.اقای نامحترمی که با پیامهای نامربوط که بیشتر به شخص خود و خانواده ی نداشته ات مربوط است،سعی در نشان دادن عیارت داشتی،نام وبلاگ بنده را به ان مکان کشاندی،دنبال چه بودی؟خودت می دانی؟!در جایی نوشته بودی لذت بردن از ازار حیوانات و دیدن خون مربوط به دیدن ازارهای گذشته ی است و ..... تو که باعث ازار همنوعی چه نوع ازاری دیده ای؟همنوع ازاری و ترویج فساد و علاقه به معضلات و ......خیلی مطرود تر و نشان دهنده ی وضعیت خراب روانی اشخاص است.

.مطلبی نیز از رفتار نادرست مامورین محیط بان با برخی افراد در دل طبیعت در مطلب قبل نگاشته بودم که بدلیل همین موارد حذف گردید ولی انها دقیقا اتفاق افتاده بود و متاسفانه رفتارهای ناشایست مامورین محیط بان با متخلفین گاها باعث برخوردهای فیزیکی و درگیری با شکارچیان قاچاق است.در اتی مطلبی نیز در این باره در وبلاگ قرار داده خواهد شد.همینک مشغول تحقیق در این رابطه هستم که بزودی گرداوری،تهیه و در وبلاگ قرار داده خواهد شد.(ظاهرا اقای سعید از حذف ان مکدر شده اند که در اتی مطلبی کامل و جامع تهیه خواهد شد)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 12:56 بعد از ظهر  توسط وحيد فراهاني 

مطالب قدیمی‌تر