خاطرات شکار

شكار و ماهيگيري

درود سروران گرانقدر.

در سفری در دهه ی اول محرم،سری به شمال کشور زدیم و چند عکس و توضیحاتی کوتاه ره اورد سفر بود،تقدیم حضورتان می گردد.

دور نمایی،جنگلهای شمال:

 

میوه های جنگلی.خرمالوی وحشی:این میوه سرکه ی بسیار خوبی میده.

 

کلبه ی جنگلی متعلق به دوستان در دل جنگل بکر:

حاشیه ی برنامه هم کمی ماهیگیری با دوستان:

 

میزبان،عباس و خانوادشون بودند.پدر خانواده دچار سکته ی مغزی شده و زمینگیره و عباس از ایشان 24 ساعته نگهداری می کنه و اونروز که با ما بود،با اینکه برادرش مراقبت از پدر رو موقتا بر عهده گرفته بود اما،خیلی استرس داشت و نگران بود و قسمت غم انگیز ماجرا،بیماری خود عباس بود.اون بنده خدا دچار بیماری صرع بود.خدا همه ی بیماران رو شفا بده.

 

میانکاله و تمام دیدنیهاش:روز تعطیل برخی رو با ماشین بداخل راه نمی دادند و عده ای با نشان دادن کارت و عده ای هم با داشتن خانواده وارد پناهگاه حیات وحش میانکاله می شدند.ما با پای پیاده راهی شدیم.در طول مسیر گاو،گوسفند و طیور زیادی دیدیم.اینها وسط پناهگاه چه می کنند.شنیدم که این گله داران خود،با تله اقدام به صید قرقاول در داخل منطقه می کنند.بر خلاف گذشته با این همه نگهبان و بگیر و ببند اصلا قرقاولی در جاده و لابلای درختان مشاهده نشد و این بسیار نگران کننده بود.


بالا بریم و پایین بیاییم،شکارچی جماعت اگر بدون سلاح هم جایی بره و مسافرتی بره،جاش تو طبیعته.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط وحيد فراهاني 

مطالب قدیمی‌تر