درود عزیزان

 

 

اونی که فهمید ما خوبیم،از خوبیش بود،

 

اونی که فکر کرد ما بدیم،از بدیش بود.

 

ما نه بدیم،نه خوب.شما خوب باش،ما یاد بگیریم.

 

فصل شکار شروع شد و دوباره روزی افتاد دست قوزی

 

سازمان کل محیط زیست به دلیل مسائل خیلی ساده

 

و در عوض از نظر این ناکارشناسان خود،پیچیده،صدور و

 

دادن پروانه ی صید را به سازمانهای استانها واگذار

 

نمود و ایشان هم در دیر دادن پروانه ی صید و تلکه

 

کردن جیب شکارچی از همدیگر در حال سبقت

 

گرفتن هستند.پرنده های مهاجر و نیمه مهاجر

 

که رفتند به سمت جنوب و بنده شوق و ذوقی

 

برای گرفتن ندارم.اما تنها اشتیاق بنده به جهت

 

صدور،بسته شدن دهان و خوابیدن گوش تیز

 

همیاران و مخبرین و گیاهخواران و مخالفین دو

 

اتیشه و ان جی او ها و هزاران کوفت و زهر مار

 

ضد فرهنگی هستند و بس.اولین صدای تیر مجازی

 

که در بیاید،مشتیست محکم بر دهان ایشان.

 

یک روز تعطیل در ولایت و هوس میرزا قاسمی کردن همان.

 

 

 

تقریبا تمامی مواد به کار رفته در پخت غذای دودی و

 

صحرائیمون از محصولات ارگانیک همان منطقه بود.

 

پیاز،بادمجان،تخم مرغ محلی،روغن زرد و سبزیجات

 

 

اجاق و چوبهای خشک انگور

 

 

غذا حاضر شد

 

 

 

سماور ذغالی و چای

 

به سلامتی جمع کل شکارچی های بامرام و انسان

 

و عاقل شدن کل جمع بدخواهانشون